تبليغاتX
دریای دانش،فرهنگ وهنر

دریای دانش،فرهنگ وهنر

۩ با ارسال مطالبی در حیطه موضوعات وبلاگ توسط پست الکترونیک,آن را با نام خود به ثبت برسانید ۩

بزرگ‌ترین نمایشگاه از طراحی‌های لئوناردو داوینچی از آناتومی انسان درگالری کوئین در کاخ باکینگهام در لندن به نمایش در آمده است. سئوالی که با برپایی چنین نمایشگاهی به ذهن می‌رسد، این است که این طراحی‌ها چقدر دقیق هستند؟

لئوناردو در طول حیاتش، هزاران صفحه از بدن انسان طرح کشید و درباره اش نوشت.

کالبدشناسان بالینی بر اساس آنچه از او باقی مانده، بر این اعتقادند که کار لئوناردو صدها سال از زمانه خودش جلوتر بوده و از برخی جهات هنوز می‌تواند به فهم ما از بدن انسان کمک کند.

حالا سئوال این است که این طرح‌ها را که ۵۰۰ سال پیش کشیده‌ شده‌اند، چگونه می‌توان با آنچه تکنولوژی عکاسی دیجیتال به ما نشان می‌دهد، مقایسه کرد؟

جمجمه

تصاویر از ریچارد ویلینگز- دانشکده پزشکی وارویک- و خانواده سلطنتی بریتانیا

در دفتر‌چه‌ای که به سال ۱۴۸۹ برمی‌گردد، می‌توان مجموعه ای از طراحی‌های دقیق داوینچی از جمجه انسان را دید.

لئوناردو لایه جلویی صورت را بریده تا نشان دهد در زیر آن، چه چیزی وجود دارد. بریدن این استخوان‌ها بدون آسیب‌رساندن به آن‌ها، کار دشواری است. داوینچی در برگه‌های دیگرش طرحی از چاقویی را که استفاده می‌کرده نیز کشیده است.

در آن زمان...

  • در سال‌های حوالی ۱۴۸۰ ، لئوناردو از زادگاهش در توسکانی به میلان نقل مکان کرد. آنجا کارش را روی مقاله‌ای درباب نقاشی آغاز کرد. مقاله ای که از توضیحات لازم جهت آماده‌سازی بوم و ترکیب رنگ‌ها بسیار فراتر رفت.
  • کاری که لئوناردو می‌خواست بکند این بود که از هرچیزی که یک نقاش نیاز داشت بداند، شرحی آماده کند: به ویژه از ساختار بدن انسان. و اگر می‌خواست این کار را به درستی انجام دهد، پس چه راهی بهتر از طراحی از روی خود بدن بود؟

بر اساس گفته‌های پیتر آبراهامز، استاد کالبدشناسی بالینی در دانشگاه وارویک بریتانیا، تصاویر لئوناردو همان‌قدر دقیق هستند که کار علمی یک هنرمند امروزی می‌تواند دقیق باشد.

پرفسور آبراهامز می‌گوید «اگر شما با کالبد خودتان آشنا باشید، می‌توانید تمامی حفره‌های ریزی که در جمجه هستند را ببینید.»

«این حفره‌ها به لحاظ کالبدشناسی کاملا درست هستند. لئوناردو یک مشاهده‌گر دقیق و یک دانشمند تجربی با دقت است. او آن چه را می‌دید، می‌کشید و این توانایی را داشت که هر چه را می‌بینید تمام و کمال بر کاغذ بکشد.»

نیم تنه بالا

بر اساس گفته‌های پرفسور آبراهامز، طراحی داوینچی از نیم تنه بالایی بدن انسان حکایت از مشاهده دقیق بدن انسان دارد. کبد به عنوان مثال، در جای درستی قرار گرفته، اندکی پایین‌تر از سینه راست زن. اندازه این کبد حکایت از این دارد که زن از بیماری کبدی در رنج بوده است.

در آن زمان...

  • در ۱۵۰۷ ، لئوناردو مطالعات کالبدشناسی را از سر گرفت و در چهار سال بعد بدل به یکی از بزرگ‌ترین دانشمندان دوران شد.
  • او در دانشگاه پاویا، همراه با استاد کالبدشناسی، مارکآنتنیو دلا توره، کار می‌کرد و به همین دلیل، به طور مرتب می‌توانست از اجساد برای کالبدشکافی استفاده کند.

با این همه مشکلات تصویر از پایین‌تر آغاز می‌شود. پرفسور آبراهامز می‌گوید که داوینچی درباره رحم اشتباه کرده. نظر او این است که این تصویر یادآور کالبد حیواناتی مثل گاو است.

از آن جایی که یافتن جسد زن کار آسانی نبوده، احتمال دارد که لئوناردو از اطلاعاتی که از کالبدشکافی حیوانات در جهت بهتر شناختن آناتومی انسان داشته، استفاده کرده باشد.

روی بازوی راست، اثر انگشتی را می‌بینید که خطوط طراحی را لکه‌دار کرده است. این اثر انگشت به احتمال بسیار زیاد متعلق به خود لئوناردو است.

ستون فقرات

گفته می‌شود ستون فقراتی که این جا می‌بینید، نخستین تصویر دقیق در تاریخ است.

بر اساس گفته‌های پیتر آبراهامز، لئوناردو توانسته به بهترین شکل انحنا و شیب ستون فقرات و نحوه اتصال یک مهره به مهره دیگر را به تصویر بکشد.

در آن زمان...

  • در زمستان ۱۵۱۰ - ۱۵ ۱۱ ، داوینچی همراه با مارک آنتونیو دلا توره، استاد آناتاموی دانشگاه پاویا در نزدیکی میلان کار می‌کرد. در دانشکده پزشکی این دانشگاه او می‌توانست در ۲۰ کالبدشکافی شرکت کند.

  • لئوناردو داشت خود را برای یک جستار کامل روی مکانیزم بدن انسان آماده می‌کرد. این نکته که یادداشت‌هایش درباره این طراحی‌ها را به شیوه خاص خودش یعنی از راست به چپ نوشته، نشان می‌دهد که هنوز آماده نبوده که آن‌ها را منتشر کند.

تنها همین یک طراحی می‌تواند جایگاه لئوناردو را در تاریخ تثبیت کند. تا آن جایی که طراحی دوبعدی اجازه می‌دهد، این تصویر، به خوبی تصاویر تولید شده امروزی است.

اما این تنها یکی از مجموعه طراحی‌هایی است که داوینچی با خلق‌شان مرزهای علم را جا به جا کرد. او کالبد شکافی می‌کرد و از تحقیقاتش درباره استخوان بدن انسان، شرح‌های طولانی می‌نوشت؛ تمامی استخوان های بدن انسان غیر از جمجمه.

نظر پرفسور آبراهامز این است که مهارت لئوناردو در مقام معمار و مهندس به او این بینش را داد که از سازوکار بدن انسان سردربیاورد.

پرفسور آبراهامز می‌گوید «این رویکرد مکانیکی، این روش مهندسی، تازه در ۵۰ یا ۶۰ سال اخیر در شاخه علم جراحی فراگیر شده است.»

«هنوز افراد زیادی هستند که همین حالا در گوشه و کنار دنیا روی تمام این رباط‌ها و قرقره‌های کوچک تحقیق می‌کنند.»

جنین

لئوناردو داوینچی با وجود میل شدیدش به طراحی دقیق کالبد انسانی، همچنان در بند برخی نظراتش بود که ریشه در قرون وسطی داشت. به عنوان مثال، هنوز فکر می‌کرد که سیستم تولید مثل انسان تا حدودی مشابه گیاهان است.

لئوناردو می‌نویسد: «تمامی تخم‌ها دارای یک نافراه هستند که وقتی تخم می‌رسد پاره می‌شود. و همان‌طور که در تمامی گیاهان و تخم‌هایی که داخل غلاف به عمل می‌آیند می‌بینیم، آن‌ها نیز دارای رحم و غشا هستند.»

در آن زمان...

  • در سال ۱۵۱۱ ، دسترسی لئوناردو به اجساد انسانی برای کالبدشکافی به شدت کاهش پیدا کرد. دوستش، مارک آنتونیو دلا توره، در اثر ابتلا به طاعون درگذشت و میلان در اثر جنگ به هم ریخت.
  • لئوناردو به خانه ییلاقی دستیارش، فرانچسکو ملزی، رفت و در آن جا سعی کرد کار روی آناتومی انسان را ادامه دهد.

لئوناردو زیر طراحی‌اش از یک جنین، رحمی را کشیده که مانند گلبرگ‌های یک گل باز شده است.

زمانی که داوینچی درگذشت، جستاری که خیال داشت بر کاغذ بیاورد، ناتمام ماند. طراحی‌های باجزئیاتش به شاگردش، فرانچسکو ملزی، رسید و حاصل مشاهدات بسیار پیشرویش نظیر جریان خون در قلب، گم شدند.

کالبدشکافانی نظیر پرفسور پیتر آبرهامز معتقدند که کار داوینچی قریب به ۳۰۰ سال از زمانه خودش جلوتر بوده و از برخی جهات، بسیار برتر از آناتامی تشریحی توسط دکتر هانری گری در قرن نوزدهم هستند.

آنها می‌گویند که امروزه تنها به یمن وجود تکنولوژی سه بعدی و دیجیتالی و تصاویر متحرک است که توانسته‌ایم گامی موثر و فراتر از آن چه چشمان و دستان لئوناردو قادر به کشف بودند، برداریم.

نمایشگاه طراحی های لئوناردو داوینچی تا هفتم اکتبر ۲۰۱۲ ادامه دارد.

+ نوشته شده در  دوشنبه 25 اردیبهشت1391ساعت 6:24 بعد از ظهر  توسط رضا نوبخت  | 


براساس تحقیق و بررسی روی بقایای ویروسهای باستانی نقش این ویروس ها در صفات ارثی ما بسیار بیشتر از آن است که تا به حال تصور می شد.

این ویروسها میلیونها سال پیش به محتوای ژنتیکی سلولهای اجداد نسل انسان ها نفوذ کرده و از آن زمان تا به حال رشد و نمو می کنند.

نتایج این کار تحقیقاتی از خاستگاه بخش بزرگی از صفات ارثی ما پرده برمی دارد. بسیاری از این صفات ارثی تا به حال رمزگشایی نشده اند.

دانشمندان دراین بررسی علمی ژنوم ها یا محتوای ژنتیکی سلول های ۳۸ گونه حیوان پستاندار را ازجمله انسانها، موشها، موشهای صحرایی، فیلها و دلفینها بررسی کردند.

دراین تحقیقات، دانشگاه آکسفورد بریتانیا و موسسه های علمی از آمریکا و بلژیک شرکت داشتند.

یکی از این ویروسها ۱۰۰ میلیون سال پیش به ژنوم یک جد مشترک انسانها نفوذ کرده بود و باقیمانده هایش اکنون در تقریبا هرگونه حیوان پستانداری دیده می شود.

ویروس دیگری هم میلیونها سال پیش به یک نوع میمون سرایت کرده بود. این ویروس نیزاکنون هنوز در میمونهای انسان نما، گونه های دیگر میمونها و انسانها وجود دارد.

با این کار تحقیقاتی ثابت شد که بسیاری از ویروسها توانایی انتقال از یک سلول به دیگر سلولها را از دست داده اند و با گذشت زمان در یک سلول باقی می مانند و همانجا تکثیر می شوند. به عبارت دیگر چرخه زندگی شان در همان سلول سپری می شود.

دکتر رابرت بلشاو از دانشگاه آکسفورد گفت: به نظر می رسد که ویروسها مجبور به انتخاب هستند: یا بین حیوانات و دیگر موجودات زنده در چرخش باشند و یا در یک ژنوم جا خوش کنند و آنجا تکثیر شوند.

دانشمندان با اینگونه کارهای تحقیقاتی سعی می کنند پیچیدگی محتوای ژنتیکی سلولهای انسانی را درک کنند.

دکتر ماجیوکینیس، نویسنده مسوول این کار تحقیقاتی می گوید: فهم چگونگی کارکرد این ویروسهای باستانی در صفات ارثی مان به ما کمک می کند که نقش آنها را در دوره های سلامتی و بیماری انسان درک کنیم.

از سوی دیگراین ویروسها خدمات مثبتی هم به انسانها عرضه می کنند. به طور مثال پروتئین سونکتین که از یک ویروس استخراج شده به رشد جفت کمک می کند.

به گفته محققان هنوز مشخص نیست که این ویروسهای باستانی نقش مستقیمی برروی سلامت انسانی داشته باشند و لازم است دراین مورد هنوز تحقیق شود.

+ نوشته شده در  دوشنبه 25 اردیبهشت1391ساعت 6:17 بعد از ظهر  توسط رضا نوبخت  | 


موزه ملی ایران ابزار شکار نئاندرتال ها (انسان های اولیه) ایرانی را که در کاوش های پارینه سنگی در دهه های اخیر به دست آمده، به نمایش گذاشته است.

مجله علمی دانش روز، که به تازگی در ایران و به زبان فارسی منتشر شده، به همین مناسبت گزارشی از یافته های اخیر درباره انسان های اولیه در ایران و نحوه زندگی آنها را با عنوان "نئاندرتال های ایرانی بیدار می شوند" به چاپ رسانده که جزئیات تازه ای از زندگی این موجود را نشان می دهد.

بقایای انسان نئاندرتال در ایران، نخستین بار در پاییز سال ۱۳۲۸، توسط یک دیرینه شناس آمریکایی به نام کارلتون کوون، در غارهای بیستون کشف شد، اما تلاش های اخیر پژوهشگران برای دست یابی به نحوه زندگی انسان های اولیه به یافته های تازه ای از این جانداران در ایران انجامیده است.

به نوشته این مجله، ردپای نئاندرتال های ایرانی که آخرین آنها تا سی هزار سال قبل در غارهای آهکی زاگرس سکونت داشتند، در کاوش های اخیر در غارهای قلعه بزی در اصفهان، کشف شده که اسرار تازه ای از زندگی آن ها در فاصله بین ۵۰ تا ۴۰ هزار سال پیش با خود دارد.

سکونتگاه

فریدون بیگلری مسئول بخش پارینه سنگی موزه ملی ایران، که دکترای این رشته را از دانشگاه بوردو فرانسه اخذ کرده، به مجله دانش روز گفته که دوره پارینه‌سنگی میانی در ایران و غرب آسیا همزمان با پراکنش انسان نئاندرتال در این مناطق است.

این دوره در فاصله بین ۲۵۰ تا ۲۰۰ هزار سال پیش، شروع و در حدود ۴۰ هزار سال پیش به پایان می‌رسد. این دوره با چندین دوره کوتاه گرم و دوره‌های یخچالی طولانی و سرد، مصادف است. با توجه به مطالعات انجام شده در ایران، متوسط دما در آخرین دوره یخچالی در البرز و زاگرس ۵ درجه پایین‌تر از متوسط دمای زمان حال بوده است.

قدیمی‌ترین آزمایش سال یابی انجام شده در مکان‌های پارینه سنگی ایران، مربوط به منطقه همیان، در شمال کوهدشت در لرستان است. این پناهگاه در سال ۱۳۴۸ توسط باستان شناس بریتانیایی چارلز مکبرنی، کاوش شد که در آن مجموعه‌ای از بقایای جانوران شکار شده و دست ساخته‌های سنگی این دوره یافت شده است.

جدید‌ترین آثار نئاندرتال‌ها در ایران بر اساس نتایج چند آزمایش سال‌یابی، در غرب زاگرس و همچنین در شهرستان مبارکه اصفهان، یافت شده ‌است.

آقای بیگلری در کاوش‌های اخیرش در غارهای قلعه بزی در استان اصفهان، به آثار دوره پارینه سنگی میانی برخورده که بیشترین تراکم مکان‌های این دوره در غرب و جنوب زاگرس یافت شده‌است.

بیشترین مکان‌های کاوش شده در استان کرمانشاه و لرستان قرار دارند. در سایر نقاط ایران از جمله آذربایجان، قزوین، زنجان، ایلام، خوزستان، چهارمحال و بختیاری، اصفهان، فارس، هرمزگان، بوشهر، سیستان و بلوچستان، یزد، خراسان و گلستان نیز مکان‌های زیادی شناسایی شده‌اند که سکونتگاه نئاندرتال ها بوده اند.

به گفته آقای بیگلری، شمار زیاد مکان‌های این دوره که بین ارتفاع ۱۰ تا بیش از ۲۰۰۰ متری از سطح دریا واقع شده‌، نشانگر توان بالای انطباق نئاندرتال با محیط‌های مختلف است.

به این ترتیب، نئاندرتال ‌های ایران در دوره طولانی حضور خود در ایران که احتمالاً نزدیک به یکصد هزار سال به‌طول انجامیده، خود را با انواع شرایط زیست محیطی، از جمله زندگی در مناطق بیابانی و کم آب وفق داده‌اند.

مطالعات دیرین اقلیم شناسی نشان می‌دهد که مرکز فلات ایران در این دوره اقلیم سرد و خشکی داشته‌است و برخلاف نظریات قدیمی، دارای دریاچه‌های متعدد و شرایط مطلوبی برای زیست نبوده‌است.

کشف دست‌ساخته‌های سنگیِ انسان‌های ندرتال در حاشیه کویر در نزدیکیِ کاشان و نطنز نشان می‌دهد که گروه‌های شکارگر و گردآورنده خوراک دوره پارینه سنگی میانی، اردوگاه‌های موقت خود را در نزدیکی چشمه‌ها برپا می‌کردند.

وجود چنین چشمه‌های دائمی در محیط نیمه‌بیابانی خشک و سرد این نواحی، باعث جلب گونه‌های مختلف جانوری و همچنین گروه‌های انسانی می‌شد که برای بقای خود به چنین منابع مهمی وابسته بودند.

از سوی دیگر، کشف دست‌ساخته‌های سنگی این دوره، در مناطق مرتفع کوهستانی در آذربایجان و چهارمحال و بختیاری، نشان می‌دهد که در دوره‌هایی که شرایط اقلیمی مساعد‌تر بوده، نئاندرتال ‌ها به‌طور فصلی برای استفاده از منابع سنگ، به‌منظور ابزارسازی و همچنین شکار گله‌هایی چون بزکوهی، به ارتفاعات بالاتر از دو هزارمتر نیز صعود می‌کردند.....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 25 اردیبهشت1391ساعت 6:13 بعد از ظهر  توسط رضا نوبخت  | 


هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد

هم رونق زمان شما نیز بگذرد

وین بوم محنت از پی آن تا کند خراب

بر دولت آشیان شما نیز بگذرد

باد خزان نکبت ایام ناگهان

بر باغ و بوستان شما نیز بگذرد

آب اجل که هست گلوگیر خاص و عام

بر حلق و بر دهان شما نیز بگذرد

ای تیغتان چو نیزه برای ستم دراز

این تیزی سنان شما نیز بگذرد

چون داد عادلان به جهان در بقا نکرد

بیداد ظالمان شما نیز بگذرد

در مملکت چو غرش شیران گذشت و رفت

این عوعو سگان شما نیز بگذرد

آن کس که اسب داشت غبارش فرو نشست

گرد سم خران شما نیز بگذرد

بادی که در زمانه بسی شمعها بکشت

هم بر چراغدان شما نیز بگذرد

زین کاروانسرای بسی کاروان گذشت

ناچار کاروان شما نیز بگذرد

ای مفتخر به طالع مسعود خویشتن

تأثیر اختران شما نیز بگذرد

این نوبت از کسان به شما ناکسان رسید

نوبت ز ناکسان شما نیز بگذرد

بیش از دو روز بود از آن دگر کسان

بعد از دو روز از آن شما نیز بگذرد

بر تیر جورتان ز تحمل سپر کنیم

تا سختی کمان شما نیز بگذرد

در باغ دولت دگران بود مدتی

این گل، ز گلستان شما نیز بگذرد

آبی‌ست ایستاده درین خانه مال و جاه

این آب ناروان شما نیز بگذرد

ای تو رمه سپرده به چوپان گرگ طبع

این گرگی شبان شما نیز بگذرد

پیل فنا که شاه بقا مات حکم اوست

هم بر پیادگان شما نیز بگذرد

ای دوستان! به نیکی خواهم دعای سیف

یک روز بر زبان شما نیز بگذرد

+ نوشته شده در  دوشنبه 25 اردیبهشت1391ساعت 5:53 بعد از ظهر  توسط رضا نوبخت  | 


بحران نيروگاه فوکوشيما، در ژاپن نگرانی هايی را درباره اثرات تابشی (تشعشعی) راديوآکتيو به وجود آورده است. ميزان خطرناک تابش هسته ای چيست؟ تابش هسته ای چه اثری بر تندرستی دارد؟ پيآمدهای کوتاه مدت و دراز مدت تابش کم چيست؟

عليرغم پراکنده شدن مقداری مواد راديوآکتيو در اطراف نيروگاه، سوزان لنگهورست، پزشک و مسئول ايمنی تابش هسته ای به مجله علمی انگليسی «ساينتيفيک آمريکن» می گويد: ما هنوز با ميزان خطرناک مواجه نيستيم.

آبل گونزالس، معاون کميسيون جهانی حمايت در برابر خطرات راديولوژيکی که در سال ۱۹۸۶ فاجعه چرنوبيل را بررسی کرده بود، بر اين باور است که اطلاعاتی که تاکنون از منابع ژاپنی دريافت شده، ناقص است و اظهار نظر درست درباره چشم انداز وخامت اوضاع عملی نيست. اثرات تابش هسته ای بر سلامت، پيوند نزديکی با ميزان ، نوع و مقدار آن دارد.

ميزان تابش:
يک فرد به طور متوسط سالی به ميزان ۰.۲ تا ۰.۳ ميلی سيورت (۱) در معرض تابش هسته ای قرار می گيرد. کميسيون ناظر بر مسائل هسته ای آمريکا توصيه می کند که مردم نبايد بيش از يک ميلی سيورت در سال در معرض تابش قرار گيرند. ميزان حداکثر مجاز در ايالات متحده برای کارکنان مراکز هسته ای ۵۰ ميلی سيورت در سال است.

لنگهورست می گويد سيندروم (همرفت) تابش ممکن است پس از يک تابش ۳ سيورتی يعنی ۳۰۰۰ برابر ميزان مجاز در سال رخ دهد. نخستين نشانه های بيماری - استفراغ، بالا آوردن و اسهال- ممکن است بين چند دقيقه تا چند روز خود را نشان دهد. اين مرحله ممکن است يک دوره بيماری سخت در پی داشته باشد که می تواند از چند ساعت تا چند ماه طول بکشد.

نوع تابش:
نوع تابش در مورد نيروگاه فوکوشيما تابش يونيزه است. تابش يونيزه به انواع شکل ها وجود دارد. در تابش گاما و پرتونگاری ايکس، اتم ها ذرات نور فعالی را که به اندازه کافی قدرت دارند تا به ميان بدن نفوذ کنند، ساطع می کنند........


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 18 اردیبهشت1391ساعت 5:34 بعد از ظهر  توسط رضا نوبخت  | 


زنده یاد استاد روح الله خالقی در کتاب موسیقی ایران می نویسد: موبد زمان هخامنشی برای تقدیم نذر و قربانی به خدا سرودهای مذهبی می خواند و گویا این سرودها با ساز همراه نبوده است، كوروش در هنگام رزم با آشوریها سرودی را آغاز كرد كه تمام سپاهیان دنبال وی، آن را خواندند آنگاه با قدمهای مساوی و با نظم به راه افتادند و در این زمان آمادگی و عزیمت را با شیپور اعلام می كردند، كوروش در شروع حمله سرود جنگی می خواند و سپاه با او هم آواز می شد .

شاید نی یكی از وسایل سرگرمی ساعات فراغت بود. در زمان ساسانیان موسیقیدان ها طبقه خاصی داشتند.

در دربار بهرام گور، چهارصد نوازنده می زیست، در عصر خسرو پرویز موسیقیدانان بزرگی چون باربد به موسیقی ارجی بلند داده اند.

از دیگر موسیقی دانان دوره ساسانی نكیسا، بامشاد و رامین بودند.

اعراب پس از فتح ایران موسیقی ایرانی را عیناً اقتباس كردند، شاید آهنگهای زیبای ایرانی به وسیله معماران و بنّایان ایرانی كه در عصر عبدالله بن زبیر به تعمیر خانه كعبه مشغول بودند بین اعراب متداول شد و افرادی چون سعید بن مسجح و نشیط فارسی و ابن محرز و یونس كاتب، موسیقی ایرانی را بین اعراب رایج كردند.

از آغاز اسلام تقریباً موسیقی متروك بود ولی در دوره خلافای اموی و عباسی دوباره رونق گرفت. در زمان خلافت هارون الرشید و پسرانش موسیقی مقامی ارج و منزلت یافت و بزرگانی چون: ابراهیم و اسحق موصلی ظاهر شدند.

در هر حال موسیقی قبل از اسلام را باید یك نوع موسیقی عملی دانست که قاعده و نظمی بین صوتها و لحن ها ایجاد نشده بود، ولی در دوره اسلامی با توجه به قاعده های موسیقی كه فیلسوفان یونانی طرح كرده بودند نهضتی در موسیقی ایران، به دست ایرانیان پدید آمد.

نقوش و حجاری ها و نگـارگـری های به جای مانده از دوران باستان تا زمان اسلام نشان دهـنده عـلاقه و ذوق ایرانیان به هـنر موسیقی می باشد. در دوران پس از اسلام موسیقی به دلیل مخالف ها، شکوفایی دوران پـیشین خود را از دست داد. ولی به هـر حال به حیات خود ادامه داد. این استمرار را می توان در زمان صفویه در بنای کاخ چهـلستون و اتاق موسیقی کاخ عالی قاپو مشاهـده کرد.

موسیقی ملی ایران، مجـموعه ای است از نواهـا و آهـنگ هایی که در طول قـرن هـا، در این سرزمین به وجود آمده و پـا به پای سایر مظاهـر زندگی مردم ایران تحول وتکامل یافتـه، و بازتابی از خصوصیات اخلاقی، وقایع سیاسی، اجـتماعـی و جـغـرافـیایی ملتی است که تاریخـش به زمان های بسیار دور می رسد. ظرافت و حالت تعـمق ویـژه موسیقی ایرانی انسان را به تـفـکر و تعـقل و رسیدن به جـهـانی غـیر مادی رهـنمون می سازد.

موسیقی ملی ایران، که مبـنا و سابقه ای بسیار کـهـن دارد، شامل شاخه های مختـلفی به شرح زیر است:

1 - قـبل از اسلام: موسیقی های اقوام کهـن ایران شامل : بـخـتـیـاری، کردی، لری و .....

2 - بعـد از اسلام:

الف - موسیقی مقامی ( حماسی، تعـزیه، عـزا )

ب - ردیفـی ( دستگـاه های موسیقی سنـتی )

در دوره حاضر این تـقـسیم بـندی به شرح زیر است:

1 - قـبل از اسلام

2 - بعـد از اسلام

3 - موسیقی های محـلی ایران و نغـمه های سنـتی ( ملودی های دو گـروه قـبل ) و تـنـظیم و تهـیه کلاسیک آنهـا.

طبق روش طبقه بـندی جـدید در آواز و مقامات، که از حدود صد سال پـیش برقـرار شده، آواز و موسیقی سنـتی ایران را در دوازده مجـموعه قرار داده اند.

از دوازده مجـموعـه تـقـسیم بـندی شده، هـفت مجموعـه که وسعـت و استـقـلال بـیـشـتری داشتـه اند، دستگـاه نامیده شده و پـنج مجموعـه دیگـر را که مستـقل نـبوده و از دستگـاهـهای مزبور منشعـب شده اند، آواز نامیده اند.

بنا براین موسیقی سـنتی امروز ایران، که باقی مانده مقامات دوازده گـانه قـدیم است، قـبلا مفـصل تر بوده و امروز جـزئی از آن در دستـرس است.

بر هـفت دستگـاه اصلی و پـنج آواز، تعـدادی گوشه نیز موجود است و الگـوی نوازندگـان و خوانـندگـان امروزی است.

شمار این گـوشه ها 228 عدد عنوان شده است. ردیف های مخـتـلف و مشهـور استادان موسیقی سنـتی صد ساله اخـیر مانـند آقا حسیـنـقـلی، میرزا عـبدالله، درویش خان و صـبا نـیـز از هـمین نـظم پـیـروی می کـند.

اسامی دستگـاه ها و آوازهـا در موسیقی سنـتی ایران

نام هـفت دستـگـاه اصلی عـبارت است از شور، ماهـور، هـمایون، سه گـاه، چـهـارگـاه، نوا و راست پـنجـگـاه؛ نام پـنج آواز بدین شرح است: اصفـهـان، ابوعـطا، بـیات ترک، افـشاری و دشتـی.

اجـزای دستـگـاه و آواز

برای اجرای یک دستگـاه با یک آواز تـرتـیـبی را باید رعـایت کرد که معـمولا این چـنـیـن است:

درآمد، آواز، تصنـیف و رنگ.

از زمان مرحوم درویش خان و به ابـتکـار وی، پـیش درآمد و چـهار مضراب نیـز به این سلسله مراتـب اضافه شده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 15 اردیبهشت1391ساعت 4:26 بعد از ظهر  توسط رضا نوبخت  | 


تاریخچه واحد پولی‌ در ایران

واحد پول ایران بر مبنای «دینار» بنا شده. دینار، واحد قدیمی پول روم و بعد امپراتوری روم شرقی بود و «دیناریوس» خوانده می شد. یک دیناریوس روم شرقی برابر با یک سکه نقره بود که وزنش در مواقع مختلف فرق می کرد. این واحد پول بعد از فتح اراضی روم شرقی به دست مسلمانان، از طرف اونها به عنوان نام واحد پول انتخاب شد و تبدیل شد به دیناری که امروزه هم در کشورهای عربی از آن استفاده می شود. به همین ترتیب، سلطنتها و حکومتهای ایرانی هم از دینار استفاده می کردند. اما به تدریج، در نتیجه تورم و بی ارزش شدن پول، احتیاج به واحدهای پولی بزرگتر پیش اومد. این واحدها همه بر مبنای دینار بنا شده بودند.

اولین واحد پولی، سکه صد دینار (صنار) بود که توسط سلطان محمود غزنوی ضرب شد و به اسم «محمودی» نامیده می شد.

در همان زمان، شاهان سامانی ماورالنهر، سکه های نقره پنجاه دیناری ضرب کردند که «شاهی» نامیده می شد. در حقیقت، یک شاهی، نصف یک محمودی یا به عبارت دیگر، یک محمودی، دو شاهی بود. تا زمانهایی سکه های نقره مورد استفاده، شاهی و محمودی بودند.

واحدهای دیگری مثل «قران» (هزار دینار) و تومان (10000) دینار، فقط واحد محاسبه بودند و عملا” هیچ سکه ای به نام قران یا تومان ضرب نمی شد (کلمه تومان از لفظ مغولی تومان به معنی ده هزار است. نمونه اش رو در منصب «تومان باشی» می شود دید: فرمانده ده هزار نفر).

در دوره صفوی، شاه عباس شروع به ضرب یک سکه کرد به ارزش 200 دینار یا دو محمودی. این سکه به «عباسی» معروف شد و بسیار مورد استفاده قرار گرفت. در همین زمان، به علت رابطه پرتغال با ایران، سکه های پرتغالی در ایران رایج شد. این سکه ها «رئال» نام داشتند ( که هنوز هم واحد پول بعضی از مستعمرات سابق پرتغال، مثل برزیل است). این واحد پول، بر مبنای وزنش، مطابق 1175 دینار گرفته شد و در ایران به این اندازه خریده می شد.

سکه رئال پرتغال در ایران به عنوان ریال رواج پیدا کرد به این ترتیب دولت ایران دست به ضرب سکه های ریال زد که برای مبالغ بالا بکار می رفت.

در اواخر قرن هجدهم میلادی، نادرشاه افشار هم یک نوع سکه به ارزش 500 دینار ضرب کرد که به اسم خودش «نادری» خوانده می شد، اما خیلی زود در فرهنگ عام به جای لفظ نادری، استفاده از لفظ «ده شاهی» (شاهی= پنجاه دینار: 500 دینار= ده شاهی) رواج پیدا کرد.

در طول سلطنت قاجار، سکه های مورد استفاده در ایران، شاهی، صنار، عباسی، و ده شاهی بودند، و در اواخر دوره قاجار، سکه های هزار دیناری و دوهزار دیناری هم ضرب شدند (یک قرانی و «دوزاری»).

در ابتدای سلطنت پهلوی برای یکدست شدن واحد پول ایران، سکه های ریال بجای 1175 دینار به مبلغ 1000 دینار ( مطابق قران) کاهش داده شدند و واحد پول «ریال» نام گرفت. در همان دوران پهلوی هم بعد از تورمهای اقتصادی مختلف و رواج پول کاغذی، اسکناسهای پنج ریالی و ده ریالی (یک تومانی) چاپ شدند.

تومان به عنوان واژه‌ای که امروز کاربردی بیشتر از ریال، واحد پول رسمی دارد، از واژه ترکی به معنای ده‌هزار وارد زبان فارسی شده است. تومان تا پیش از 1310 واحد پولی معادل با 10000 دینار بوده است. پیش از آن ،‌حدفاصل سال‌های 1798 تا 1825 میلادی تومان واحدی معادل 8 ریال بوده‌ است ، که هر ریال خود معادل 1250 دینار می‌بوده. در این دوران یک قران واحدی برابر 1000 دینار یا یک دهم تومان بود. اما پس از سال‌ 1932 میلادی، 1310 هجری شمسی هر تومان با 10 ریال معادل شد و از آن پس تومان، عملا واحد پول غیر رسمی در زندگی روزمره ایرانیان شد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 12 اردیبهشت1391ساعت 0:58 قبل از ظهر  توسط رضا نوبخت  | 


از دو زاویه میتوان به بررسی روان شناسی ایران پرداخت . نخست جنبه الهام بخشی آن است , یعنی درنگ در معانی و مبانی روح و روان , شخصیت و جایگاه انسان و بیماری ها و ناهنجاریها رفتاری او از دیدگاه حکیمان دوران باستان که بی تردید برای نظریه پردازان امروز الهام بخش است , دوم آنکه امروزه بخش زیر عنوان روان شناسی فرهنگی مطرح می شود که مقصود تفاوت فرهنگهای گوناگون و پیامدهای آن بر شخصیت و رفتار انسان است . ما نیز اگر بخواهیم به روان شناسی کنونی ایران , هویت ملی و فرهنگ لازم را ببخشیم , چاره ای به جز پرداختن به گذشته خویش در دو مقطع ایران باستان و ایران اسلامی نداریم .

به دور از هرگونه ملی گرایی و میهن پرستی و تنها بر اساس شواهد فراوان تاریخی و علمی باید اعتراف کرد که تمدن ایران باستان , تمدنی است که سرآمد همه تمدنهای بشری است و در تمامی عرصه های زندگی صاحب رای بوده است . با چنین پیشینه ای جستجوی تاریخچه دانش روان شناسی به لحاظ موضوع مورد مطالعه اش , پدید آیی آن مقارن با پیدایش هشیاری در انسان است , کاری سترگ و یادآور این سخن مولر در تاریخ روانشناسی می باشد که : “عرصه فراروی ما گسترده شده که احاطه بر پهنه آن نومید کننده و درسترسی بر کرانه های آن دشوار است” . حال که این گستردگی تنها یک وجه مساله است و وجه دیگر آن گرد و غبار فراموشی تحریف , درآمیختگی و نابودی است که از پی هزاران سال تاخت و تاز , بر چهره این تمدن کهن نشسته است , برای غلبه بر این ناآگاهی یا دست کم ایجاد شکاف در آن گریزی نیست جز محدود کردن جستار به آنچه باقی است که عموما آثری معدود از آیین دین کهن ایران باستان یعنی زرتشت است تا شاید در آینده با روشهای جدید شواهد بیشتری فراهم آید .

جهان بینی باستان و جایگاه انسان

با پژوهشی چند جانبه و گسترده درباره آیین و عقاید ایرانیان باستان , در مجموع در می یابیم که آنان پیرو آیین یکتاپرستی بوده اند که بر اصل تضاد دو عالم یا همان ناسازگاری دو نیروی مجرد خیر و شر استوار است . نماد این دو نیرو ( سپندمینو و اهریمن ) هرکدام با صفاتی انتزاعی همراهند . به طوریکه سپند مینو به همراه شش امشاسپند ( فرشتگان ) دیگر یعنی سپند مینود : خرد مقدس , اردیبهشت : راستی و درستی , بهمن : منش پاک , شهریور : نیروی چیرگی بر جهان , اسفند پایداری و استواری , خرداد : کمال , امرداد : جاودانگی فضایل یا فروزه های اهورامزدا به شمار می آیند و صفات منفی مقابل آنها تحت عنوان ( کماله دیوان ) از رذایل اهریمن شمرده می شود که مهمترین آنها اکومن ( منش پلید ) در مقابل بهمن و ایندره ( دیو فریفتاری و گمراهی ) مقابل اردیبهشت است . فضایل اخلاقی همانند راست گویی , وفای به عهد , مهر و محبت و . . . راه برخورداری از فروزه های اهورایی و رذایلی چون دروغ , خشم , آز , شهوت و فساد موجب پیوستن به صفات اهریمنی است . لذا گروه نخست به ایزدان و یاران امشاسپندان و گروه دوم تحت عنوان دیو از یاران اهریمن قلمداد می شود .

در اوستا و دیگر متون مزدیسنا از جهان مینوی ( روحانی و معنوی ) و استومند ( جسمانی و گیتیانه ) سخن رفته است . جهان مینوی جهانی است که


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 12 اردیبهشت1391ساعت 0:39 قبل از ظهر  توسط رضا نوبخت  | 


http://www.1pezeshk.com/archives/earthday.jpg

گروهي از دانشمندان سازمان فضايي آمريكا با ارائه برنامه اي شگفت انگيز اعلام كردند به منظور نجات زمين از گرماي جهاني و افزايش طول عمر آن مي توان اين سياره را به مداري دورتر انتقال داد.

به گزارش خبرگزاري مهر، دانشمندان به منظور جلوگيري از افزايش حرارت زمين شيوه اي غير طبيعي را كشف كرده اند: حركت دادن زمين به نقطه اي خنك تر از منظومه خورشيدي. تنها ابزاري كه براي انجام اين انتقال نياز خواهد بود چند ستاره دنباله دار در نزديكي زمين است و پس از آن سياره زمين در منطقه اي ايمن و خنكتر از منظومه خورشيدي قرار خواهد گرفت.

ايده حركت دادن زمين به منظور بهبود دادن موقعيت بين سياره اي زاييده افكار گروهي از دانشمندان ناسا و اخترشناسان آمريكايي است كه معتقدند با انجام چنين كاري مي توان 6 بيليون سال ديگر به عمر مفيد زمين افزود.

گرگ لاگلاين از مركز تحقيقاتي امز در اين باره معتقد است تغيير مدار زمين نيازمند فناوريهاي دور از ذهني نيست، براي انجام چنين كاري مي توان از شيوه اي كه اكنون براي منحرف كردن شهاب سنگها و ستاره هاي دنباله دار استفاده مي شوند كمك گرفت.

برنامه اي كه توسط اين محققان ارائه شده است هدايت كردن يك شهابسنگ يا ستاره دنباله دار است به شكلي كه از نزديك ترين فاصله ممكن از زمين عبور كند در اين صورت بخشي از نيروي گرانشي آن به زمين منتقل شده و در نتيجه سرعت مداري زمين افزايش پيدا خواهد كرد. به اين شكل سياره زمين به مداري بالاتر از موقعيت كنوني خود و در فاصله اي بيشتر از خورشيد قرار خواهد گرفت.

به گفته دانشمندان ناسا چنين راه حلي در كوتاه مدت مي تواند براي جلوگيري از بحران گرماي جهاني بسيار موثر باشد. براي هدايت اجرام كيهاني بايد از راكتي شيميايي استفاده كرده و در زمان مناسب به شهاب سنگ يا ستاره دنباله داري ضربه زد.

بر اساس گزارش گاردين، با اين حال براي انجام چنين برنامه اي محاسبات بسيار دقيقي لازم است زيرا يك اشتباه بسيار كوچك مي تواند منجر به برخورد جرم كيهاني هدايت شده با زمين شود كه بر اساس تخمينها، برخورد جرمي با قطر 100 كيلومتر با زمين با سرعتي در مقياس سرعتهاي كيهاني مي تواند زمين را از حيات تهي كند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 7 اردیبهشت1391ساعت 7:29 بعد از ظهر  توسط رضا نوبخت  | 


دانشمندان با استفاده از باکتری‌ها موفق به تولید سوخت از دی اکسیدکربن و نورخورشید شدند.

محققان دانشگاه مینه‌سوتا ایالات متحده آمریکا اعلام کردند که توانسته‌اند سوختی تولید کنند که جزو انرژی پاک به‌شمار می‌رود و می‌تواند جایگزین گاز در مصرف خانگی شود.

بر اساس این گزارش، دانشمندان در فرآیند تولید این سوخت طبیعی از دو نوع باکتری برای تبدیل ترکیب نور خورشید و دی‌ اکسید کربن و تولید نوعی هیدروکربن استفاده کردند. این هیدورکربن نیز پس از انجام یک سری فعل و انفعالات می‌تواند به سوخت تبدیل شود که از سوی دانشمندان فرآیند «تولید فنا ناپذیر» نامگذاری شده است.

این فرآیند در ابتدا با کمک باکتری‌ای به نام « Synechococcus» آغاز می‌شود که دی اکسید کربن را با استفاده از انرژی نور خورشید تبدیل به نوعی شکر می‌کند. این شکر نیز با کمک باکتری دیگری به نام « Shewanella» بدل به سوخت می‌شود.

این باکتری، شکر تولیدی را مصرف و نوعی اسید چرب تولید می‌کند. در ادامه این فرآیند، این اسید چرب بدل به کتون می‌شود که سوخت ارگانیک به شمار می‌رود. در نهایت، این کتون با انجام دادن یک سری فعل و انفعالات شیمیایی تبدیل به گازوئیل می شود.

این کشف از آنجایی دارای اهمیت بسیار است که در اتمسفر کره زمین دی اکسیدکربن به وفور یافت می شود و البته رایگان است و اگر این کشف به مرحله تولید انبوه برسد، می تواند به مقدار بسیار زیادی به کاهش آلودگی‌های زیست محیطی کمک کند.

گفتنی است، این کشف مربوط به تز دکترای خانم جانیکا فریس، دانشجوی رشته بیوشیمی است.

+ نوشته شده در  دوشنبه 7 فروردین1391ساعت 12:17 بعد از ظهر  توسط رضا نوبخت  | 

برای رسیدن به موفقیت ایده آل های زندگی، باید بر سختی ها و مشکلاتی که در مسیرتان قرار می گیرد، غلبه کنید.
برخی افراد از راهنمایی مربیان جهت کسب درآمد بیشتر، یا رسیدن به مدال طلا یا انجام کارهای مهیج و فوق العاده استفاده می کنند.
مهمترین هدف برای هر فرد دستیابی به آن سبک از زندگی است که دلخواه او است. به قول این جمله معروف هنری تورو: همیشه با ضرب طبل خودتان حرکت کنید، مهم نیست که صدای آن چقدر ضعیف یا دور باشد، برای تکامل خود زندگی کنید نه برای آنچه دیگران خواهند گفت. ۱۰ قانون جادویی برای موفقیت را به کار گیرید تا موفق باشید:

۱) اهداف خود را بنویسید:

اگرچه این پیشنهاد کمی تکراری و پیش پا افتاده است ولی نتایج خارق العاده خواهد داشت و سرعت شما را در رسیدن به موفقیت دو برابر خواهد کرد.

۲) توانایی های خود را نشان دهید:

موفقیت در زندگی مستلزم آن است که توانایی ها را نشان دهیم، سخت کار کنیم و هر روز گام های بلندتری نسبت به دیروز برداریم.

۳) مشکلات را از میان بردارید:

رمز موفقیت انسان های موفق این است که به جای آنکه مشکلات را تحمل کنند، با شکیبایی وقت خود را صرف تفکر در مورد آن کرده و آنها را یکبار و برای همیشه از میان بر می دارند.

۴) مدیریت محیط را بر عهده بگیرید:

انسان های موفق به خوبی می دانند که مدیریت فضا بسیار مهم تر از مدیریت زمان است.

۵) هر روز مطالعه کنید و یک مطلب جالب و مفید بخوانید:

اگر روزانه تنها ۲۰ دقیقه را به مطالعه اختصاص دهید تا انگیزه شما را تقویت کند و اطلاعات مفیدی در اختیارتان قرار دهد زندگیتان به کلی متحول خواهد شد.

۶) در دانشگاه متحرک ثبت نام کنید!

به هنگام رانندگی به نوارهای جالب و انگیزه بخش، گوش کنید و ذهن خود را با بهترین اطلاعات پر کنید.

۷) از یک گروه مشاوره استفاده کنید:

این گروه شامل افرادی است که شما را در رسیدن به موفقیت یاری نمایند. هر چند وقت یک بار با تشکیل جلسه با اعضای این گروه و مشورت، بخواهید که شما را راهنمایی و آموزش دهند.

۸) بر ارزش های خود تاکید کنید:

مرتبا یادآوری کنید، برای شما چه چیزی مهم است، یادآوری ارزش ها، شما را به موفقیت خواهد رساند.

۹) تفریح را فراموش نکنید:

با دوستان خود شاد باشید، بخندید و خوش بگذرانید این تفریحات برای شما بسیار مفید خواهد بود.

۱۰) سپاسگزار باشید:

همیشه از خود بپرسید در هفته گذشته چند روز خوب داشتید؟ سعی کنید علت خوب بودن روزهایتان را پیدا کنید و بیشتر به آنها توجه کنید.

برای موفقیت از بهترین منابعی که در دسترس تان است استفاده کنید. کامیابی در چند قدمی شما است.

+ نوشته شده در  دوشنبه 14 آذر1390ساعت 11:37 بعد از ظهر  توسط رضا نوبخت  | 


با اینکه بسیاری از مردم عادی بر این باورند که تکامل پدیده‌ای علمی و اثبات‌شده می‌باشد، واقعیت این است که بعد از گذشت ۱۵۰ سال‌، تکامل فرضیه‌ای است اثبات‌نشده و بدون سندیت‌. در واقع باید گفت که قرائن و شواهد بسیاری‌ تکامل را رد می‌کنند. فرضیه تکامل که نخستین بار توسط چارلز داروین در کتابش به‌نام "اصل انواع‌" مطرح شد، این نظر را پیش می‌نهد که موجودات زنده از اَشکال ساده نظیر باکتری‌، به اَشکال پیچیده‌تر نظیر انسان تکامل یافته‌اند. این تحول و تکامل زاییده تصادف بوده است‌؛ نخستین مولکول نیز در اثر تصادم اتم‌ها در یک ملغمه ابتدایی به‌وجود آمده است‌. نتیجه این امر پیدایی موجودات زنده بوده است‌.
نابسندگی شواهد و دلایل‌
تأثیر و نفود فرضیه تکامل را نمی‌توان دست‌کم گرفت‌؛ این فرضیه طرز تفکر انسان‌ها را درباره جهان و وجود خودشان دگرگون کرده است‌. اما اکنون بعد از گذشت ۱۵۰ سال‌، تکامل هنوز در سطح یک فرضیه باقی مانده است‌، و هنگامی‌که شواهد و دلایل مطرح‌شده را موشکافانه بررسی می‌کنید، پی می‌برید که چقدر نابسنده و غیرقطعی هستند.

فسیل‌ها تکامل را اثبات نمی‌کنند
فسیل‌ها گواه بر تکامل می‌باشند! این ادعایی بوده که دانشمندان با صدایی بلند عنوان می‌کردند. اما مشکلی که در مورد فسیل‌ها وجود دارد، این است که میان حیواناتی که فسیل‌ها گواه بر وجود آنها هستند، و حیوانات همنوعشان در عصر ما، هیچ فسیلِ میانی وجود ندارد، گویی حیوانات اولیه ناگهان به‌صورت حیوانات امروزی تحول و تکامل یافته‌اند. داروین نیز خود متوجه این نقصان در فرضیه خود بود، اما بر این باور بود که یک روز فسیل‌های میانی یافت خواهند شد. هنوز بعد از گذشت ۱۵۰ سال‌، فسیلی دال بر وجود حیوانات میانی و در حال تکامل یافت نشده است‌.
دانشمندان معتقد به تکامل برای رفع این نقیصه‌، این نظر را مطرح کردند که تحول با چنان سرعتی رخ داد که فسیلی از آنها باقی نمانده است‌. طبعاً دلیل و مدرکی علمی در این زمینه وجود ندارد.

"هومولوژی‌" تکامل را اثبات نمی‌کند
هومولوژی نظریه‌ای است که معتقد است‌ ارگانیزم‌های زنده‌ای که از ساختاری همسان برخوردارند، از یک اصل واحد ناشی شده‌اند و به این ترتیب این نظریه‌، تکامل را اثبات می‌کند.
مشکل در اینجاست که نمونه‌های فراوانی با این نظریه تناقض دارند. به‌عنوان مثال‌، بافت کلیوی جانداران را در نظر بگیرید. کلیه‌های ماهی دارای شکل جنینی کاملاً متفاوتی با خزندگان و پستان‌داران می‌باشند. ممکن نیست که آنها از یک ساختار ناشی شده باشند.
یا به دستگاه گوارش توجه کنیم‌. اگر همه جانداران از یک اصل ناشی شده‌اند، تکامل و تحول این دستگاه در جانداران مختلف نیز می‌بایست یکسان باشد. اما عکس این صادق است‌. کوسه‌، قورباغه‌، خزندگان‌، و پرندگان‌، دارای دستگاه گوارشی‌ای هستند که به‌گونه‌ای متفاوت تحول یافته‌اند. نمونه‌های بسیار دیگری می‌توان برای این امر آورد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 13 آذر1390ساعت 5:30 بعد از ظهر  توسط رضا نوبخت  | 

اگرچه هوش از موضوعاتی است که در حوزه روان شناسی بسیار مورد بحث قرار گرفته است، تعریف استانداردی درباره آن وجود ندارد. شاید بتوان به صورت کلی هوش را توانایی آموخیتن و کاربرد مهارت هایی تعریف کرد که برای سازگاری موفقیت آمیز با نیازهای فرهنگ و محیط فرد لازم است.
آلفرد بینه در سال 1905 اولین آزمون هوش را طراحی کرد تا استعداد بالقوه دانش آموزان دبستانی نه چندان ثروتمند را برای مقاطع بالاتر آموزشی تعیین کند. اساسا بینه آزمونی را برای پیش بینی موفقیت دانشگاهی طراحی کرد.

متاسفانه، اگرچه هوش از موضوعاتی است که در حوزه روان شناسی بسیار مورد بحث قرار گرفته است، تعریف استانداردی درباره آن وجود ندارد. شاید بتوان به صورت کلی هوش را توانایی آموخیتن و کاربرد مهارت هایی تعریف کرد که برای سازگاری موفقیت آمیز با نیازهای فرهنگ و محیط فرد لازم است. وجه اشتراک بیشتر آزمون های هوشی آن است که ضریب هوش (IQ) انسان را اندازه گیری می کند. ضریب هوشی (IQ) به تنهایی نمی تواند هوش کلی افراد را اندازه گیری کند. زیرا IQ اساسا استعداد تحصیلی را اندازه گیری می کند.



به گفته هاوارد گاردنر، روان شناس مشهور دانشگاه هاروارد، هوش یک توانایی یک بعدی نیست. هوش های چندگانه وجود دارند. نظریه هوش چندگانه گاردنر توجه بسیاری را جلب کرده است. او هفت نوع اصلی هوش را معرفی کرد. تونی بوزان، نویسنده و محقق مشهور انگلیسی معتقد است که ده نوع هوش اولیه وجود دارد:

1 – هوش کلامی (زبانی):

به درک معنای واژه ها و استدلال از طریق کلمات اشاره دارد. شاعران، نویسندگان و سخنوران چیره دست به میزان زیادی این توانایی را دارند. موفقیت تحصیلی به این هوش بستگی دارد، بخش اعظم آزمون های پیشرفت و IQ این توانایی را می سنجیدند، در جوامع امروزی این هوش محور توجه است.

2 – هوش عددی:

نوعی توانایی ریاضی – منطقی است. دانشمندان، حسابداران و فیزیک دانان بیش از دیگران از این توانایی بهره مندند و موفقیت تحصیلی به آن بستگی دارد. بخش اعظم آزمون های IQ و پیشرفت براساس این توانایی بوده است، در جامعه تحسین برانگیز است، ولی دور از دسترس پنداشته می شود.

3

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 13 آذر1390ساعت 0:12 قبل از ظهر  توسط رضا نوبخت  |